خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۸۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای غنچه با لب تو ز دل کرده همدمیگل وام کرده از رخ خوب تو خرمی
۲
زلف و رخ ترا ز دل و دیده میکنندمشک و سمن چو عنبر و کافور خادمی
۳
زان خط سبز و چهرهٔ رنگین و قد راستیک باغ سوسن و گل و شمشاد با همی
۴
بر صورت تو ماه و پری فتنه میشوندصبر از تو چون کند دل بیچاره آدمی؟
صفحهٔ ۱ از ۳