شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۸۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به خرابات گذارم ندهند از خامیسوی مسجد نتوانم شدن از بدنامی
۲
صوفی رندم و معروف به شاهدبازیعاشق مستم و مشهور به درد آشامی
۳
سر ز ناچار بر آورده به بی‌سامانیتن ز ناکام فرو داده به دشمن کامی
۴
حال می خوردنم از روزن و سوراخ به شبهمه همسایه بدیدند ز کوته بامی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth