شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۸۲۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شاد گردم که هر به ایامیقامتت را ببینم از بامی
۲
بی‌تو کارم به کام دشمن شدوز دهانت نیافتم کامی
۳
در جدایی تبم گرفت و تو خودننهادی به پرسشم گامی
۴
دشمنان از شراب وصل تو مستدوستان را نمیدهی جامی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth