خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۸۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دو بوسه گر ز لب آن نگار بستدمیمراد خویشتن از روزگار بستدمی
۲
کجاست از لب شیرین یار تریاکی؟که داد از آن سر زلف چو مار بستدمی
۳
گر او نه با من بیچاره رستمی کردیبه زورش از کف اسفندیار بستدمی
۴
اگر ز روی چو گل پرده بر گرفتی دوستبه خون لاله خطی از بهار بستدمی
صفحهٔ ۱ از ۳