شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۸۴۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از غمزه تیر سازی و ز ابرو کمان کنیتا من چو نام بوسه برم قصد جان کنی
۲
گر یک نظر به جان بخریم از لبت، هنوزترسی کزان معامله چیزی زیان کنی
۳
وقتی که نیم جرعهٔ شادی به من دهیصد محنتش به عشوه‌گری در میان کنی
۴
از دست کینهٔ تو نیارم که دم زنمزیرا که مهر مهر خودم بر زبان کنی
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth