شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۸۴۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر نخواهی که نظر با من درویش کنیاین توانی که به صد غصه دلم ریش کنی
۲
نکنی گوش به جایی که رود قصهٔ منمگر آن گوش که بر قول بداندیش کنی
۳
با چنان تیر و کمانی که ترا می‌بینمعزم داری که دلم را سپر خویش کنی
۴
از تو آن روز که امید وفایی دارمتو در آن روز بکوشی و جفا بیش کنی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth