شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۸۵۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آمد بهار، خیمه بزن بر کنار جویبر دوست کن کنار وز دشمن کنار جوی
۲
می‌چار فصل عیش فزاید، به می‌گرایگل پنج روز بیش نپاید، به باغ پوی
۳
بستان پر از بدایع صنعست، لیک هیچرنگیش نیست بیرخ یار بدیع جوی
۴
چون سنگ و روست آنکه نشد گرم دل به عشقدر عهد آن نگار مکن یاد سنگ و روی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth