شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۸۶۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تو در شهری و ما محروم از آن رویزهی شهر! و زهی رسم! و زهی خوی!
۲
به بویت شاد میگردم همانانمیدانم که بادت میبرد بوی
۳
به کوی خود دگر بیرون نیاییاگر بینی که من خاکم در آن کوی
۴
نبودت هرگز این عادت، مگر بازغلط کردی گذر کردن بدین سوی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth