شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۸۶۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رخ باز نهادم به سماوات الهیتا بر سر گردون بزنم نوبت شاهی
۲
رخت و خر خود را همه بگذاشتم اینجاچون یار مسیحم، بسم این چهرهٔ کاهی
۳
از من مطلب مهر خود، ای شاهد دنیابر مهر تو چون دل نهد این عاشق آهی؟
۴
اینجا نتوان کرد مقام، ار چه دلم راروزی دو سه مهمان تو کرد این تن ساهی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth