خلوتی با اوحدی مراغهای
قصیدهٔ شمارهٔ ۱ - له فیالمناجات
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
راه گم کردم، چه باشد گر به راه آری مرا؟رحمتی بر من کنی وندر پناه آری مرا؟
۲
مینهد هر ساعتی بر خاطرم باری چو کوهخوف آن ساعت که با روی چو کاه آری مرا
۳
راه باریکست و شب تاریک، پیش خود مگربا فروغ نور آن روی چوماه آری مرا
۴
رحمتی داری، که بر ذرات عالم تافتستبا چنان رحمت عجب گر در گناه آری مرا
صفحهٔ ۱ از ۴