خلوتی با اوحدی مراغهای
قصیدهٔ شمارهٔ ۶ - وله روحالله روحه
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مباش بندهٔ آن کز غم تو آزادستغمش مخور، که به غم خوردن تو دلشادست
۲
مریز آب دو چشم از برای او در خاککه گر بر آتش سوزنده در شوی بادست
۳
کجا دل تو نگه دارد؟ آنکه از شوخیهزار بار دل خود به دیگران دادست
۴
بخلوت ارچه نشیند بر تو، شاد مباشکه یارش اوست که بیرون خلوت استادست
صفحهٔ ۱ از ۵