شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸ - وله نورالله قبره

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در پیرزن نگه کن و آن چرخ پرده گرکز چرخ پیرزن کمی، ای چرخ پرده در
۲
تو پود پرده می‌دری از صبح تا به شاماو تار پرده می‌تند از شام تا سحر
۳
تو با هزار شمع نبردی به راه پیاو با یکی چراغ بیاید زره به در
۴
گر روی بیندت، ز ستم بشکنیش پشتور پشت گیردت رخش از غم کنی چو زر
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth