خلوتی با اوحدی مراغهای
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵ - وله نورالله قبره
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مسلمانان، سلامت به، چو بتوانید، من گفتمدل بیچارگان از خود مرنجانید، من گفتم
۲
به مال و جاه چندینی نباید غره گردیدنز گرد این و آن دامن برافشانید، من گفتم
۳
درین بستان، که دل بستید، اگرتان دسترس باشدبرای خود درخت نیک بنشانید، من گفتم
۴
به گردد حال ازین سامان که میبینید و این آیینشما هم حالها برخود بگردانید، من گفتم
صفحهٔ ۱ از ۲