خلوتی با اوحدی مراغهای
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷ - وله غفرالله ذنوبه
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سرم خزینهٔ خوفست و دل سفینهٔ بیمز کردهٔ خود و اندیشهٔ عذاب الیم
۲
گناه کرده به خروار، هیچ طاعت نهمگر ببخشدم از لطف خود خدای کریم
۳
ز راه دور فتادم، که غول بود رفیقز عقل بهره ندیدم، که دیو بود ندیم
۴
ادیم روی من از پنجهٔ ندم سیهستبه جز ندم نکند کس سیهرخ چو ادیم
صفحهٔ ۱ از ۵