شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴ - وله نورالله قبره

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عمر گذشت، ای دل شکسته، چه داری؟چارهٔ کاری نمی‌کنی، به چه کاری؟
۲
روز بیهوده صرف کرده‌ای، اکنونگریهٔ بیهوده چیست در شب تاری؟
۳
آنچه ز عمر تو فوت گشت ز روزیرو، که به عمری قضای آن نگزاری
۴
بس که خجالت بری به روز قیامتگر ورق کرده‌های خود بشماری
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth