خلوتی با اوحدی مراغهای
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۳ - فی منقبة امیرالمؤمنین علیبنابیطالب کرم الله وجهه
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر کوفه و خاک علی، ای باد صبح ار بگذریآنجا به حق دوستی کز دوستان یادآوری
۲
خوش تحفهای ز آن آب و گل، بوسیده، برداری به دلتا زان هوای معتدل پیش هواداران بری
۳
با او بگویی: کای ولی، وی سر احسان و یلیزان کیمیای مقبلی درده، که جان میپروری
۴
ای قبلهٔ روح و جسد، وی بیشهٔ دین را اسدذات تو خالی از حسد، نفس تو از تهمت بری
صفحهٔ ۱ از ۹