شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

بخش ۵۴ - حکایت

جام جم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
داشت عیسی خری کبود به رنگکه نرفتی دو روز یک فرسنگ
۲
من شنیدم که در شبان درازبا وجود چنان حضور و نماز
۳
برد یکشب ز رحمت آن بیخوابخر خود را دویست بار به آب
۴
هر پیی کش ببرد آب نخوردچشم عیسی ز رحم خواب نکرد
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth