شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

بخش ۵۸ - حکایت

جام جم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من شنیدم که صاحب دیذیداشت ناپاکزاده تلمیذی
۲
سالها دیده در سرای سپنجپر هنر بر سرش مصیبت و رنج
۳
تا خرد جمع کرد و دانا شدهم سخن گوی و هم توانا شد
۴
گر چه بسیار مال و جاه بیافتقرب سلطان و عز شاه بیافت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth