شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

بخش ۶۹ - حکایت

جام جم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زن خود را به سنگ زد مردششد دوان، پیش قاضی آوردش
۲
حال خود گفت و مرد شد حاضرگشت قاضی میانشان ناظر
۳
زن چو دعوی گزار شد با شویگوشهٔ چادرش برفت از روی
۴
خواجه حسن و جمال او را دیدعشوهٔ قیل و قال او را دید
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth