خلوتی با عراقی
غزل شمارهٔ ۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رخ نگار مرا هر زمان دگر رنگ استبه زیر هر خم زلفش هزار نیرنگ است
۲
کرشمهای بکند، صدهزار دل ببردازین سبب دل عشاق در جهان تنگ است
۳
اگر برفت دل از دست، گو: برو، که مرابجای دل سر زلف نگار در چنگ است
۴
از آن گهی که خراباتیی دلم بربودمرا هوای خرابات و باده و چنگ است
صفحهٔ ۱ از ۲