شعر را زندگی کن
خلوتی با عراقی

غزل شمارهٔ ۴۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرا گر یار بنوازد، زهی دولت زهی دولتوگر درمان من سازد، زهی دولت زهی دولت
۲
ور از لطف و کرم یک ره درآید از درم ناگهز رخ برقع براندازد، زهی دولت زهی دولت
۳
دل زار من پر غم نبوده یک نفس خرمگر از محنت بپردازد، زهی دولت زهی دولت
۴
فراق یار بی‌رحمت مرا در بوتهٔ زحمتگر از این بیش نگدازد، زهی دولت زهی دولت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth