شعر را زندگی کن
خلوتی با عراقی

غزل شمارهٔ ۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر شب دل پر خونم بر خاک درت افتدباشد که چو روز آید بروی گذرت افتد
۲
زیبد که ز درگاهت نومید نگردد بازآن کس که به امیدی بر خاک درت افتد
۳
آیم به درت افتم، تا جور کنی کمتراز بخت بدم گویی خود بیشترت افتد
۴
من خاک شوم، جانا، در رهگذرت افتمآخر به غلط روزی بر من گذرت افتد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth