شعر را زندگی کن
خلوتی با عراقی

غزل شمارهٔ ۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بنمای به من رویت، یارات نمی‌افتدآری چه توان کردن؟ با مات نمی‌افتد
۲
گیرم که نمی‌افتد با وصل منت راییبا جور و جفا، باری، هم‌رات نمی‌افتد؟
۳
می‌افتدت این یک دم کایی براین پر غمشادم کنی و خرم، هان یات نمی‌افتد؟
۴
هر بیدل و شیدایی افتاده به سوداییوندر دل من الا سودات نمی‌افتد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth