خلوتی با عراقی
غزل شمارهٔ ۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
امروز مرا در دل جز یار نمیگنجدوز یار چنان پر شد کاغیار نمیگنجد
۲
در چشم پر آب من جز دوست نمیآیددر جان خراب من جز یار نمیگنجد
۳
این لحظه از آن شادم کاندر دل تنگ منغم جای نمیگیرد، تیمار نمیگنجد
۴
این قطرهٔ خون تا یافت از لعل لبش رنگیاز شادی آن در پوست چون نار نمیگنجد
صفحهٔ ۱ از ۳