خلوتی با عراقی
غزل شمارهٔ ۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
امروز مرا در دل جز یار نمیگنجدتنگ است، از آن در وی اغیار نمیگنجد
۲
در دیدهٔ پر آبم جز یار نمیآیدوندر دلم از مستی جز یار نمیگنجد
۳
با این همه هم شادم کاندر دل تنگ منغم چاره نمییابد، تیمار نمیگنجد
۴
جان در تنم ار بیدوست هربار نمیگنجداز غایت تنگ آمد کین بار نمیگنجد
صفحهٔ ۱ از ۳