خلوتی با عراقی
غزل شمارهٔ ۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نگارا، بی تو برگ جان که دارد؟سر کفر و غم ایمان که دارد؟
۲
اگر عشق تو خون من نریزدغمت را هر شبی مهمان که دارد؟
۳
دل من با خیالت دوش میگفت:که این درد مرا درمان که دارد؟
۴
لب شیرین تو گفتا: ز من پرسکه من با تو بگویم: کان که دارد؟
صفحهٔ ۱ از ۲