خلوتی با عراقی
غزل شمارهٔ ۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیا، که عمر من خاکسار میگذردمدار منتظرم، روزگار میگذرد
۲
بیا، که جان من از آرزوی دیدارتبه لب رسید و غم دل فگار میگذرد
۳
بیا، به لطف ز جان به لب رسیده بپرسکه از جهان ز غمت زار زار میگذرد
۴
بر آن شکسته دلی رحم کن ز روی کرمکه ناامید ز درگاه یار میگذرد
صفحهٔ ۱ از ۳