خلوتی با عراقی
غزل شمارهٔ ۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من رنجور را یک دم نپرسد یار چتوان کرد؟نگوید: چون شد آخر آن دل بیمار چتوان کرد؟
۲
تنم از رنج بگدازد، دلم از غم به جان آردچنین است، ای مسلمانان مرا غمخوار چتوان کرد؟
۳
ز داروخانهٔ لطفش چو دارو جان نمییابدبسازم با غم دردش بنالم زار چتوان کرد؟
۴
دلا، بر من همین باشد که جان در راه او بازماگر آن ماه ننماید مرا رخسار چتوان کرد؟
صفحهٔ ۱ از ۳