شعر را زندگی کن
خلوتی با عراقی

غزل شمارهٔ ۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از در یار گذر نتوان کردرخ سوی یار دگر نتوان کرد
۲
ناگذشته ز سر هر دو جهانبر سر کوش گذر نتوان کرد
۳
زان چنان رخ، که تمنای دل استصبر ازین بیش مگر نتوان کرد
۴
با چنین دیده، که پرخوناب استبه چنان روی نظر نتوان کرد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth