خلوتی با عراقی
غزل شمارهٔ ۱۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر شکسته دلانت هزار جان دارندبه خدمت تو کمر بسته بر میان دارند
۲
شدند حلقه به گوش تو را چو حلقه به گوشچه خوش دلند که مثل تو دلستان دارند
۳
کسان که وصل تو یک دم به نقد یافتهانداز ین طلب طرب و عیش جاودان دارند
۴
چو بگذری به تعجب تو ماهروی به راهچو ماه ماهرخان دست بر دهان دارند
صفحهٔ ۱ از ۳