شعر را زندگی کن
خلوتی با عراقی

غزل شمارهٔ ۱۰۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو چشم مست تو آغاز کبر و ناز کندبسا که بر دلم از غمزه ترکتاز کند
۲
مرا مکش، که نیاز منت به کار آیدچو من نمانم حسن تو با که ناز کند؟
۳
مرا به دست سر زلف خویش باز مدهاگر چه همچو خودم زود سرفراز کند
۴
منم چو مردم چشمت، به من نگاهی کنکه اهل دیده به مردم نگاه باز کند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth