شعر را زندگی کن
خلوتی با عراقی

غزل شمارهٔ ۱۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تماشا می‌کند هر دم، دلم در باغ رخسارشبه کام دل همی نوشد، میِ لعلِ شکربارش
۲
دلی دارم، مسلمانان! چو زلف یار، سوداییهمه در بند آن باشد که گردد گِردِ رخسارش
۳
چه خوش باشد دل آن لحظ که در باغ جمال اوگهی گل چیند از رویش، گهی شِکر ز گفتارش
۴
گهی در پای او غلتان چو زلف بی‌قرار اوگه‌از خال لبش سرمست همچون چشم خونخوارش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth