خلوتی با عراقی
غزل شمارهٔ ۱۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای دیده، بدار ماتم دلکو در خطری فتاد مشکل
۲
خون شد ز فراق یار و از یارجز خون جگر دگر چه حاصل؟
۳
عمری بتپید بر در یارآن خسته جگر، چو مرغ بسمل
۴
چون دید به عاقبت که دلداردر خانهٔ او نکرد منزل
صفحهٔ ۱ از ۳