خلوتی با عراقی
غزل شمارهٔ ۱۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من باز ره خانهٔ خمار گرفتمترک ورع و زهد به یک بار گرفتم
۲
سجاده و تسبیح به یک سوی فکندمبر کف می چون رنگ رخ یار گرفتم
۳
کارم همه با جام می و شاهد و شمع استترک دل و دین بهر چنین کار گرفتم
۴
شمعم رخ یار است و شرابم لب دلدارپیمانه همان لب که به هنجار گرفتم
صفحهٔ ۱ از ۴