شعر را زندگی کن
خلوتی با عراقی

غزل شمارهٔ ۱۶۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگر فرصت دهد، جانا، فراقت روزکی چندمزمانی با تو بنشینم، دمی در روی تو خندم
۲
درآ شاد از درم خندان که در پایت فشانم جانمدارم بیش ازین گریان، بیا، کت آرزومندم
۳
چو با خود خوش نمی‌باشم، بیا ، تا با تو خوش باشمچو مهر از خویش ببریدم، بیا، تا با تو پیوندم
۴
نیابی نزد مهجوران، نپرسی حال رنجورانبیا، زان پیش کز عالم بکلی رخت بربندم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth