خلوتی با عراقی
غزل شمارهٔ ۱۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن بخت کو که بر در تو باز بگذرم؟وآن دولت از کجا که تو بازآیی از درم؟
۲
میخواستم که با تو برآرم دمی به کامنگذاشت روزگار که گردد میسرم
۳
از عمر من کنون چو نمانده است هم دمیباری، بیا، که با تو دمی خوش برآورم
۴
جانا، روا مدار که با دیدهٔ پر آبنایافته مراد ز کوی تو بگذرم
صفحهٔ ۱ از ۲