خلوتی با عراقی
غزل شمارهٔ ۱۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نگارا، بیتو برگ جان ندارمسر کفر و غم ایمان ندارم
۲
به امید خیالت میدهم جانوگرنه طاقت هجران ندارم
۳
مرا گفتی که: فردا روز وصل استامید زیستن چندان ندارم
۴
دلم دربند زلف توست، ورنهسر سودای بیپایان ندارم
صفحهٔ ۱ از ۳