شعر را زندگی کن
خلوتی با عراقی

غزل شمارهٔ ۱۹۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
افسوس! که باز از در تو دور بماندیمهیهات! که از وصل تو مهجور بماندیم
۲
گشتیم دگر باره به کام دل دشمنکز روی تو، ای دوست، چنین دور بماندیم
۳
ماتم زدگانیم، بیا، زار بگرییمبر بخت بد خویش، که از سور بماندیم
۴
خورشید رخت بر سر ما سایه نیفکندبی روز رخت در شب دیجور بماندیم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth