خلوتی با عراقی
غزل شمارهٔ ۱۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خیزید، عاشقان، نفسی شور و شر کنیموز های و هو، جهان همه زیر و زبر کنیم
۲
از تاب سینه آتشی اندر جگر زنیموز آب دیده سینهٔ تفسیده تر کنیم
۳
در ماتم خودیم، بیا، زار بگرییمخاکستر جهان همه بر فرق سر کنیم
۴
نعره ز جان زنیم، همه روز تا به شبناله ز درد دل همه شب تا سحر کنیم
صفحهٔ ۱ از ۳