شعر را زندگی کن
خلوتی با عراقی

غزل شمارهٔ ۲۰۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا کی از دست فراق تو ستم‌ها بینیم؟هیچ باشد که تو را بار دگر وابینیم
۲
دل دهیم، از سر زلف تو چو بویی یابیمجان فشانیم، اگر آن رخ زیبا بینیم
۳
روی خوب تو که هر دم دگران می‌بینندچه شود گر بگذاری تو دمی ما بینیم؟
۴
ما که دور از تو ز هجرانت به جان آمده‌ایماز فراق تو بگو: چند بلاها بینیم؟
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth