شعر را زندگی کن
خلوتی با عراقی

غزل شمارهٔ ۲۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ماهرخان، که داد عشق، عارض لاله رنگشانهان! به حذر شوید از غمزهٔ شوخ و شنگشان
۲
نالهٔ زار عاشقان، اشک چو خون بی‌دلانهیچ اثر نمی‌کند در دل همچو سنگشان
۳
با دل ریش عاشقان، وه! که چه‌ها نمی‌کنندابرو چون کمانشان، غمزهٔ چون خدنگشان
۴
از لب و زلف و خال و خط، دانه و دام کرده‌اندتا که برین صفت بود، دل که برد ز چنگشان؟
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth