شعر را زندگی کن
خلوتی با عراقی

غزل شمارهٔ ۲۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بی‌رخت جانا، دلم غمگین مکنرخ مگردان از من مسکین، مکن
۲
خود ز عشقت سینه‌ام خون کرده‌ایاز فراقت دیده‌ام خونین مکن
۳
بر من مسکین ستم تا کی کنی؟خستگی و عجز من می‌بین، مکن
۴
چند نالم از جفا و جور تو؟بس کن و بر من جفا چندین مکن
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth