شعر را زندگی کن
خلوتی با عراقی

غزل شمارهٔ ۲۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه کنم که دل نسازم هدف خدنگ او من؟به چه عذر جان نبخشم به دو چشم شنگ او من؟
۲
به کدام دل توانم که تن از غمش رهانم؟به چه حیله واستانم دل خود ز چنگ او من؟
۳
چو خدنگ غمزهٔ او دل و جان و سینه خوردهپس ازین دگر چه بازم به سر خدنگ او من؟
۴
ز غمش دو دیده خون گشت و ندید رنگ او چشمنچشیده طعم شکر ز دهان تنگ او من
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth