شعر را زندگی کن
خلوتی با عراقی

غزل شمارهٔ ۲۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای آرزوی جان و دلم ز آرزوی توبیمار گشته به نشود جز به بوی تو
۲
باری، بپرس حال دل ناتوان منبنگر: چگونه می‌تپد از آرزوی تو؟
۳
از آرزوی روی تو جانم به لب رسیدبنمای رخ، که جان بدهم پیش روی تو
۴
حال دل ضعیف چنین زار کی شدی؟گر یافتی نسیم گلستان کوی تو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth