خلوتی با عراقی
غزل شمارهٔ ۲۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در کار من درهم آخر نظری فرمایبر حال من پر غم آخر نظری فرمای
۲
بر خوان جگر خواری وز دست غمت زارینابوده دمی خرم، آخر نظری فرمای
۳
تا کی بود این محنت؟ تا چند کشم زحمت؟مردم ز غمت یک دم، آخر نظری فرمای
۴
خون جگرم خوردی، جانم به لب آوردیتا کی دهی، ای جان، دم، آخر نظری فرمای
صفحهٔ ۱ از ۲