شعر را زندگی کن
خلوتی با عراقی

غزل شمارهٔ ۲۵۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای دل، بنشین چو سوکواریکان رفت که آید از تو کاری
۲
وی دیده ببار اشک خونینبی کار چه مانده‌ای تو، باری؟
۳
وی جان، بشتاب بر در دوستچون نیست جز اوت هیچ یاری
۴
گو: آمده‌ام به درگه توتا در نگری به دوستداری
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth