شعر را زندگی کن
خلوتی با عراقی

غزل شمارهٔ ۳۰۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
درین ره گر بترک خود بگویییقین گردد تو را کو تو، تو اویی
۲
سر مویی ز تو، تا با تو باقی استدرین ره در نگنجی، گرچه مویی
۳
کم خود گیر، تا جمله تو باشیروان شو سوی دریا، زانکه جویی
۴
چو با دریا گرفتی آشناییمجرد شو، ز سر برکش دو تویی
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth