خلوتی با عراقی
غزل شمارهٔ ۳۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
درین ره گر به ترک خود بگوییببینی کان چه میجویی خود اویی
۲
تو جانی و چنان دانی که: جسمیتو دریایی و پنداری که جویی
۳
تویی در جمله عالم آشکاراجهان آیینهٔ توست و تو اویی
۴
نمیدانم چو بحر بیکرانیچرا پیوسته در بند سبویی؟
صفحهٔ ۱ از ۲