خلوتی با هاتف اصفهانی
غزل شمارهٔ ۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مهی کز دوریش در خاک خواهم کرد جا امشببه خاکم گو میا فردا، به بالینم بیا امشب
۲
مگو فردا برت آیم که من دور از تو تا فردانخواهم زیست خواهم مرد یا امروز یا امشب
۳
ز من او فارغ و من در خیالش تا سحر کایابود یارش که و کارش چه و جایش کجا امشب
۴
شدی دوش از بر امشب آمدی اما ز بیتابیکشیدم محنت صد ساله هجر از دوش تا امشب
صفحهٔ ۱ از ۲