خلوتی با هاتف اصفهانی
غزل شمارهٔ ۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بوده است یار بی من اگر دوش با رقیبیا من به قتل میرسم امروز یا رقیب
۲
شکر خدا که مرد به ناکامی و ندیدمرگ مرا که میطلبد از خدا رقیب
۳
با یار شرح درد جدائی چسان دهمچون یک نفس نمیشود از وی جدا رقیب
۴
هم آشناست با تو و هم محرم ای دریغظلم است با سگ تو بود آشنا رقیب
صفحهٔ ۱ از ۲